كاش بودي تا دلم تنها نبود، تا اسير غصه فردا نبود
كاش بودي تا براي قلب من، زندگي اينگونه بي معنا نبود
كاش بودي تا لبان سرد من، قصه گوي غصه غمها نبود
كاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج واز دريا نبود
كاش بودي تا زمستان دلم اين چنين پرسوز و پرسرما نبود
كاش بودي تا فقط باور كني بعد تو اين زندگي زيبا
نبود...

نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 9:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

معرفت درّ گراني ست كه به هر كس ندهند پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY