چگونه خاك نفس مي كشد؟
بينديشيم:
چه سرماي غريبي!
شكست چهره ي مهر
فسرد سينه ي خاك
شكافت زهره ي سنگ!
پرندگان هوا دسته دسته جان دادند
گپ آوران چمن، جاودانه پژمردند
در آسمان وزمين، هول كرده بود كمين
به تنگ ناي زمان، مرگ كرده بود درنگ!
به سر رسيده جهان؟
- پاسخي نداشت سپهر
دوباره باغ بخندد؟
- كسي نداشت يقين
چه سرماي غريبي...!
چگونه خاك نفس مي كشد؟
- بياموزيم:
شكوه رستن اينك
طلوع فروردين:
گداخت آن همه برف
دميد اين همه گل
شكفت اين همه رنگ!
زمين به ما آموخت:
زپيش حادثه بايد كه پاي پس نكشيم
مگر كم از خاكيم؟
نفس كشيدزمين، ما چرا نفس نكشيم؟
فريدون مشيري
نوشته شده توسط نگار در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 9:31 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

معرفت درّ گراني ست كه به هر كس ندهند پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY